مترونوم | پادکستی درباره موسیقی و داستان ساخته شدن ترانه های مشهور

شهزاده رویا

اپیزود ۱۲- شهزاده رویا

دوازدهمین قسمت پادکست مترونوم به ترانه شهزاده رویا به آهنگسازی همایون‌ خرم و ترانه سرایی بیژن ترقی می‌پردازد که در سال ۱۳۴۶ برای فیلم سینمایی دالاهو ساخته شد. ترانه بعدهاتوسط خوانندگان  از بسیاری بازخوانی شد از جمله یاسمین، حامد فولاد قلم، شکیلا، کامیلیا دارا ، علی زند وکیلی  ، بابک شهرکی و مسیح مریمی

  1. شهزاده رویا مترونوم 45:04

متن اپیزود دوازدهم مترونوم، شهزاده رویا

شهزاده رویاییِ زرین‌کمر

همان‌طور که در قسمت پنجم پادکست مترونوم اشاره کردم. فیلم سینمایی گنج قارون در سال ۱۳۴۴ با استقبال و فروش فوق‌العاده‌ای روبه‌رو شد و سیامک یاسمی کارگردان فیلم بعد از فیلم سینمایی آقای قرن بیستم، گنج قارون را با استفاده از همان شخصیت و قهرمان فیلم یعنی علی بی‌غم با بازی محمدعلی فردین ساخت. فیلم گنج قارون با فروش خیره‌کننده که حدود ۵ میلیون تومان تخمین زده می‌شود، بسیاری از معیارها و استاندارهای سینمای فارسی را عوض کرد. این فروش بالا نظر تهیه‌کننده‌ها را به سینمای ایران عوض کرد و فیلم‌های بسیاری با استفاده از این فرمول طلایی ساخته شد.

سیامک یاسمی کارگردان فیلم، پسر رشید یاسمی مورخ و ادیب مشهور و استاد دانشگاه تهران در اوایل این قرن بود که تألیفات و کتاب‌های بسیاری هم دارد. به‌احتمال‌زیاد نام خیابان رشید یاسمی را بالاتر از میدان ونک بارها دیده‌اید. خانواده یاسمی اصالتاً اهل منطقه دالاهو در نزدیکی کرمانشاه بودند.

شاهپور یاسمی فرزند دیگر رشید یاسمی بود که او هم مثل برادرش به کارهای سینمایی رو آورد. شاهپور یاسمی همسر دلکش خواننده مشهور بود و در دهه ۳۰ فیلم‌هایی مانند امیرارسلان نامدار و فیلم اتهام را ساخت. فیلم اتهام نخستین فیلمی بود که ترانه مشهور مرا ببوس در آن اجرا شد و در اپیزود دوم مترونوم به‌تفصیل در موردش حرف زدیم. فیلم مادر نیز تنها فیلمی بود که قمرالملوک وزیری در آن حضور داشت و نقش مادر دلکش عهده‌دار بود.

دو سال پس از ساخت گنج قارون یعنی در سال ۱۳۴۶ سیامک یاسمی تصمیم به ساختن فیلم جدیدی می‌گیرد که نام زادگاهش یعنی دالاهو را روی آن می‌گذارد. همکاران قدیمی یاسمی در فیلم گنج قارون یعنی فروزان و تقی ظهوری به گروه فیلم می‌پیوندند و یاسمی این بار به‌جای فردین که آن سال‌ها دستمزدش خیلی بالا رفته بود از بازیگر جوانی که کم‌کم در سینمای ایران شناخته می‌شد، استفاده کرد، یعنی بهروز وثوقی.

دالاهو همان فرمول همیشگی فیلم فارسی را استفاده می‌کرد. دختر زیبای پولدار و پسر فقیر خوش‌قلب و درستکار و بزن‌بهادر. بهروز وثوقی نقش یک مرد جنگلی را بازی می‌کرد که در کودکی پس از کشته‌شدن مادرش در کوه توسط شخص نیکوکاری پیدا شده و مثل تارزان در طبیعت وحشی بزرگ شده. در انتهای فیلم معلوم می‌شد او همان برزو، پسر گمشده و وارث اموال یک خانواده ثروتمند بنام مدبر است. در آخر فیلم برزو با دخترعمویش آرزو ازدواج می‌کرد و فرد شریر نیز صدالبته به سزای اعمالش می‌رسید.

 

در آن روزگار، ساخت موسیقی متن به مفهوم امروز در سینمای ایران رایج نبود و به هنگام صداگذاری معمولاً از یکسری موسیقی‌های فیلم‌های خارجی به‌عنوان موسیقی بک‌گراند و متن استفاده می‌شد که معمولاً روبیک منصوری عهده‌دار این کار بود و بجای موسیقی متن، اکثر فیلم‌ها در آن روزگار چند ترانه داشتند که به‌منظور جلب بیشتر تماشاگر به سینما در صحنه‌هایی رقص آواز کافه‌ای و حتی رقص عربی هم به آن اضافه می‌شد. دالاهو هم مثل سایر فیلم‌های آن روزها شش هفت ترانه داشت و نکته جالب در مورد ترانه‌ها این بود که سیامک یاسمی از دو آهنگساز برای این کار استفاده کرده بود. اولی همایون خرم و دومی شخصی به نام جعفر پورهاشمی. پورهاشمی آهنگساز و خواننده بسیاری از کارهای عوام‌پسند و اصطلاحاً کافه‌ای در فیلم‌های آن سال‌ها بود. او در فیلم گنج قارون نیز با یاسمی همکاری داشت و به‌جای تقی ظهوری آواز خوانده بود و در دالاهو هم مجدداً به‌جای ظهوری ترانه‌ای اجرا کرد و چندین ترانه دیگر برای فیلم ساخت. در تیتراژ ابتدایی فیلم دالاهو نیز نام هر دو آهنگساز و ترانه‌های هرکدام دیده می‌شوند.

همایون خرم که به علت تحصیلاتش در رشته برق همواره با نام مهندس همایون خرم از او یاد می‌شد از آهنگسازان طراز یک آن روزها بود که با برنامه گل‌های رادیو و خوانندگان بزرگ آن همکاری می‌کرد. او موسیقی را نزد ابوالحسن صبا یاد گرفته بود و اولین بار در ۱۴ سالگی در رادیو ایران نواخته بود. همایون خرم ساخته‌های مشهور بسیاری دارد. یکی از مشهورترین این ترانه‌ها که هنوز هم در زمان ما اجرا می‌شود ترانه غوغای ستارگان است که در سال ۱۳۳۹ با صدای پروین نوری‌وند و شعری از کریم فکور ساخته شده بود و داستان ساختش را بعدها می‌گویم.

 

اما مشهورترین ترانه این فیلم که با استقبال بسیاری از طرف تماشاگران روبه‌رو شده و بسیاری فقط برای شنیدن این ترانه به سینما می‌آمدند ترانه بود به نام شهزاده از ساخته‌های همایون خرم که شعر آن را بیژن ترقی، ترانه‌سرای نامی گفته بود و با صدای عهدیه بدیعی اجرا شد. عهدیه در آن روزها ۱۷ سال بیشتر نداشت و تازه‌، وارد حرفه خوانندگی شده بود هرچند از سال‌ها قبل‌تر در برنامه کودک رادیو آواز می‌خواند.

در فیلم دالاهو، مانند بسیاری از فیلم‌های ایرانی آن روزگار، فروزان به‌جای او در فیلم لب می‌زد و در ترانه دیگر فیلم یعنی پلنگ کوهستان که آن‌هم ساخته همایون خرم بود عارفِ عارف‌کیا به‌جای بهروز وثوقی در فیلم آواز سر می‌داد.

 

شهزاده رویا در فیلم دو اجرا دارد یک اجرا با ریتم شادتر در ابتدای فیلم که شنیدیم و یک اجرای با ریتم آرام‌تر در اواخر فیلم که حالتی غمگین داشت.

 

قبل از آن که جلوتر برویم آهنگ دیگری از فیلم دالاهو بشنویم از ساخته‌های جعفر پورهاشمی و از خواننده‌ای که یک سال قبل این فیلم توسط علی تجویدی کشف و تربیت شده بود. نام این خواننده تازه‌کار معصومه دده‌بالا بود که به‌تازگی فعالیت خود موسیقیایی خود را با نام هنری هایده شروع کرده بود.

ترانه کمی بعدتر در رادیو ایران هم اجرا شد. آهنگسازان آن زمان بعد از استفاده از آهنگ در فیلم و یا هم‌زمان با آن، ترانه را به رادیو می‌بردند و در صورت تصویب، رادیو اصطلاحاً این کارها را از آن‌ها می‌خرید. ترانه شهزاده در رادیو ایران با عنوان چه رؤیایی و با صدای خواننده‌ای به نام یاسمن سلامی اجرا شد.

 

این‌هم قسمتی از برنامه رادیو در سال ۱۳۵۶ و گویندگی خانم ژاله عُلُو در ابتدا و اجرای ترانه چه رؤیایی با صدای یاسمین (این بار دیگه اسم خانم عُلُو را درست گفتم!)

 

قوانین و ممیزی سخت آن روزهای شورای شعر رادیو باعث شد که خیلی از کلمات شعر عوض شود و از کلمات محاوره‌ای در آن استفاده نشود: مثلاً به تفاوت این دو بیت در اجرای عهدیه و یاسمن دقت کنید.

در اجرای عهدیه شعر این‌طوری است:

کاشکی دلم رسوا بشه دریا بشه این دو چشم پرآبم

روزی که بختم وا بشه پیدا بشه آن که اومد به خوابم

و در اجرای یاسمن:

ترسم دلم رسوا شود، دریا شود این دو چشم پرآبم،

تا آن که در بیداریم پیدا شود آن که آمد به خوابم.

 

بیست‌وهفت هشت سالی گذشت. در سال هشتادوپنج خورشیدی اجراهای جدیدی از این ترانه در فضای مجازی پخش شد و باعث مشهور‌شدن و شناخته‌شدن دوباره این ترانه شد. اجرای اول اجرایی بود که گفته می‌شد گلشیفته فراهانی با همراهی شهاب حسینی آن را خوانده. گلشیفته فراهانی آن روزها به‌تازگی در فیلم Body of lies به کارگردانی ریدلی اسکات بازی کرده بود و ممنوع‌الخروج شده بود. این اخبار جانبی در مشهورشدن و شاید بیشتر شنیده‌شدن ترانه کمک بسیاری کرد.

اما ترانه درواقع با صدا و تنظیم جدید خواننده‌ای به نام حامد فولادقلم به همراهی خانم راز بود که خوشبختانه موفق شدم پیدایش کنم و الآن توضیحات این داستان را از زبان خودش می‌شنویم. حامد جان سلام ممنون و تشکر که دعوت ما را قبول کردی.

 

(با تشکر از حامد فولادقلم عزیز، بابت توضیحات این قسمت)

 

 

در زمستان ۱۳۹۲ تئاتری با کارگردانی محمد رحمانیان به نام ترانه‌های قدیمی در تهران به صحنه رفت. در این نمایش بازیگرانی مثل علی عمرانی، مهتاب نصیرپور، افشین هاشمی، حبیب رضایی و گروهی دیگر از بازیگران بازی می‌کردند. تنظیم ترانه‌های این تئاتر بر عهده فردین خلعتبری بود و سامان احتشامی با پیانو و صدای علی زندوکیلی ترانه‌ها اجرا می‌شد.

هر پرده از این نمایش به یک ترانه خاطره‌انگیز و مشهور مرتبط می‌شد. در یکی از این پرده‌ها که در ایستگاه متروی صادقیه اتفاق می‌افتاد مهتاب نصیرپور در نقش فروشنده دست‌فروش مترو داستانی را تعریف می‌کرد و به ترانه شهزاده رویا اشاره می‌کرد.

شهزاده رویا در داخل و خارج از مرزهای ایران بارها بازخوانی شد. کاملیا دارا خواننده سوپرانو در سال ۱۳۸۹ و شکیلا در سال ۱۳۹۲ این ترانه را اجرا کردند. علی زندوکیلی هم بعدتر این ترانه را در سال ۱۳۹۴ و با تنظیمی متفاوت در آلبومی به نام «یادی به رنگ امروز» اجرا کرد. و مسیح مریمی نیز در بهمن‌ماه ۱۳۹۴ در آلبومی به همین نام، ترانه شهزاده رویا را بازخوانی کرد. به گزیده‌ای از همه این اجراها گوش کنید.

 

این بود دوازدهمین قسمت پادکست مترونوم. برای مطالب این قسمت از فیلم «زندگی و آثار همایون خرم» ساخته امیر صبوری، مقاله همایون خرم از وب‌سایت راوی حکایت باقی ویکی‌پدیای فارسی و سایر منابع آنلاین استفاده شده. قطعه بی‌کلام ابتدای اپیزود هم قطعه شهزاده رویا از آلبوم گل‌های خرم از بابک شهرکی بود. یک تشکر ویژه هم باید کنم از آقای حامد فولادقلم بابت مصاحبه و از آذرخش فراهانی عزیز و افشین هاشمی نازنین بابت مشاوره و دادن اطلاعات.

 

مطابق معمول، موسیقی مترونوم کاری است از رضا روحانی که زحمت لول کردن صدا را هم کشیده و پوستر این قسمت هم مثل همیشه کاری است از حمید پارساییان.

و در آخر برای حسن ختام این قسمت، بخشی از مونولوگ مهتاب نصیرپور در تئاتر ترانه‌های قدیمی را انتخاب کردم.

 

روز روزگار خوش، ایام به کام

 

راوی حکایت باقی

نظر دهید!

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.