مترونوم | پادکستی درباره موسیقی و داستان ساخته شدن ترانه های مشهور

مرغ سحر

اپیزود۱۶- مرغ سحر

در شانزدهمین قسمت پادکست مترونوم به تصنیف جاویدان مرغ سحر به آهنگسازی مرتضی خان نی‌داود و شعر ملک‌الشعرا بهار ساخته شده و نخستین بار در هفتم تیرماه ۱۳۰۶ در باغ سهم‌الدوله با صدای تاج اصفهانی اجرا شده.

این ترانه را بسیاری تاکنون خوانده‌اند،ازجمله :ملوک ضرابی وایران‌الدوله ،نادرگلچین، هنگامه اخوان، فرهادمهراد، محسن نامجو،همایون شجریان،گوگوش و البته محمدرضا شجریان که مشهورترین اجرای آن را خوانده و خواندن این تصنیف  به سنتی در آخر همه کنسرتهای او بدل  شد

نسخه اولیه تصنیف ⁧ مرغ‌ سحر ⁩ با دستخط ملک الشعرای بهار در کتابخانه ملی، شعر ابتدا «شام‌ما،شام‌ماراسحرکن» بوده . بعدا بهار می‌شنود که رهگذری آنرا به صورت «شام تاریک ما را سحر‌کن» می‌خواند. بهار با الهام از او شعر را تغییر می‌دهد ولی تصنیف در اجراهای اولیه روی صفحه به همین صورت خوانده شده است ‏.

  1. مرغ سحر مترونوم

متن اپیزود شانزدهم مترونوم، مرغ سحر

داستان این بار در جشن هفته‌نامه ناهید در هفتم تیرماه ۱۳۰۶ در باغ سهم الدوله در همسایگی سفارت آلمان واقع در خیابان فردوسی تهران شروع می‌شه. در کوچه‌ای که به خاطر اینکه سفارت امپراتوری آلمان چسبیده به آن بود کوچه برلن نامیده می‌شد. برلن تلفظ فرانسوی برلین پایتخت آلمان است. آن روزها هنوز خبری از لباس‌فروشی‌ها و شلوغی‌های امروز کوچه برلن نبود و این منطقه که یکسرش به خیابان فردوسی و سر دیگرش به لاله‌زار می‌رسید از مناطق اعیان‌نشین و اصطلاحاً باکلاس تهران بود

هفته‌نامه ناهید نشریه‌ای به سبک طنز بود که از فروردین سال ۱۳۰۰ تا اردیبهشت ۱۳۱۲ توسط میرزا ابراهیم ناهید شیرازی منتشر می‌شد. در اوایل انتشار عارف قزوینی نیز از کسانی بود که در نوشتن مطالب ناهید با میرزا ابراهیم همکاری می‌کرد. بیشتر مطالب ناهید نوشته‌های فکاهی و طنز بود و گویا از رضاخان سردار سپه هم طرفداری می‌کرده.

در تیرماه ۱۳۰۶ میرزا ابراهیم تصمیم می‌گیرد جشنی به مناسبت هفتمین سال انتشار ناهید برگزار کند. این جشن برگزار می‌شود و عده زیادی از مقامات کشوری و وزرا ازجمله مهدی قلی هدایت نخست‌وزیر وقت که یک ماه پیش به این مقام رسیده بود و هنرمندانی مانند مرتضی محجوبی، حسین یاحقی، ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی، رضاخان روان‌بخش و مرتضی‌خان نی‌داود و برادرش موسی‌خان حضور داشتند. مرتضی‌خان نی‌داود از آهنگسازان و موسیقی‌دانان به نام آن روزگار بود که درباره او و کارهایش در اپیزود سوم مترونوم مربوط به ترانه شاه من ماه من یکی دیگر از مشهورترین ساخته‌های او مفصل صحبت کردیم. آن شب مرتضی‌خان با همراهی موسی‌خان و رضاخان روان‌بخش و تاج اصفهانی هم برنامه‌ای اجرا می‌کنند.

یکی از آهنگ‌هایی که در این کنسرت اجرا می‌شه تصنیف ماهور بود. تصنیفی که بعدتر به نام مرغ سحر یا ناله مرغ سحر مشهور شد. به این مصاحبه با جلال‌الدین تاج مشهور به تاج اصفهانی در اواسط دهه پنجاه گوش کنید که او خودش رو اولین خواننده ترانه مرغ سحر در اون جشن معرفی می‌کند

مرتضی‌خان در مصاحبه‌ای با روزنامه اطلاعات به تاریخ دهم تیرماه ۱۳۵۴ درباره ساختن مرغ سحر این‌طور می‌گوید: فکر می‌کنم حالا پنجاه سال از ساختن آن می‌گذرد. این آهنگ را یک‌شب در خانه‌ام در خیابان فردوسی در کوچه بختیاری‌ها (کوچه فروشگاه فردوسی فعلی) ساختم. انگار به من الهام شده بود که این آهنگ جاودانه خواهد شد چون از ساختن آن دچار هیجان عجیبی شده بودم.

همچنین از قراین پیداست که ابتدا موسیقی ساخته‌شده و بعدتر شعر بر روی آن گفته شده. مرتضی‌خان در مصاحبه دیگری در سال ۱۳۵۵ با علی مبشری  می‌گوید: «مرغ سحر که ساختم نه شاد است و نه غم‌انگیز. آهنگ نه غم دارد نه شاد است. مرغ سحر ناله سر کن نه شعر آن غمگین است نه آهنگ آن. عارف قزوینی آهنگی ساخته گریه کن گر سیل خون گرییی ثمر ندارد. خوب آهنگ غم‌انگیز است. شعر هم غم‌انگیز است. اگر شعر هم خوانده نشود از آهنگ آن پیداست که شعر و آهنگ خیلی غمگین است. عارف هم آهنگ و هم شعر را خودش ساخته. ولی شعر مرغ سحر را مرحوم ملک‌الشعرا بهار ساخته. حالا چطور شده که این‌طور است چی شده که قالب هم است. شاید بیش از بیست مرتبه برای مرحوم ملک‌الشعرای بهار آهنگ را نواختم و این آهنگ را ایشان حفظ کرد که بتواند در قالب این آهنگ چه شعری بگوید. مرغ سحر را ساختم شاعر دیگری هم بود ولی مرحوم ملک‌الشعرای بهار با درویش‌خان دوست بودند. تمام آهنگ‌هایی که درویش‌خان ساخت با مرحوم ملک‌الشعرا می‌ساختند. یعنی شعر و آهنگ را باهم می‌ساختند. و الحق‌والانصاف بهترین تصانیف را بعد شیدا ساخت. شیدا یک استثناست ولی مال مرحوم ملک‌الشعرا و درویش‌خان خیلی خیلی خوب بود»

عده‌ای معتقدند که بهار شعر مرغ سحر را بسیار پیش‌ازاین و در دوران مشروطه سروده. درروی جلد ضمیمه مانندی که در هفته‌نامه ناهید تحت عنوان «یادگار جشن آغاز هفتمین سال ناهید» منتشر شده در بالای صفحه نوشته شده تصنیف ماهور و در وسط صفحه طرح اصطلاحاً لوگوی روزنامه ناهید است که فرشته دانایی را در نبرد با دیو جهالت نشان می‌دهد و در زیر ذکرشده «اثر طبع یکی از اساتید سخن» و نامی از بهار برده نشده. می‌شه این‌طور نتیجه گرفت که به‌احتمال بسیار قوی اولاً این تصنیف قبل از آن، جایی منتشر و یا اجرا نشده و برای همین نام سراینده مشخص نیست و دوم به خاطر شروع دوره بگیروببند و خفقان رضاشاهی و از ترس برخی ملاحظات، ملک‌الشعرا بهار صلاح دانسته اسمش گفته نشه. هرچند اسم شاعر تصنیف به‌زودی بر سر زبان‌ها میافته. عکس هفته‌نامه ناهید که توضیحات و شعر تصنیف مرغ سحر در آن چاپ شده رو در وب‌سایت و اینستاگرام مترونوم می‌توانید ببینید.

اولین اجرای این ترانه هم ابهامات زیادی دارد. علاوه بر تاج اصفهانی در چند منبع خانم ایران‌الدوله را نخستین خواننده این تصنیف در جشن نشریه ناهید معرفی شده ولی نکته جالب دیگر اینکه در نسخه‌های اولیه شعر تصنیف مرغ سحر مثل همین بروشور جشن نشریه ناهید و یا متن ترانه با دستخط خود ملک‌الشعرا بهار که در موزه مجلس نگهداری می‌شه، در بیت «ای خدا ای فلک ای طبیعت»، مصراع دوم به‌صورت «شام ما، شام ما را سحر کن» نوشته شده و البته در اجرای تاج اصفهانی که شنیدید نیز به همین صورت اولیه خوانده شد. یزدان بخش قهرمان داماد ملک‌الشعرا از قول پدر زنش این‌طور نقل می‌کند که شبی رهگذری این ترانه را در گذر با صدای بلند می‌خوانده و این بیت را به‌صورت «شام تاریک ما را سحر کن» می‌خواند و ملک‌الشعرا متوجه می‌شود این کلمات چقدر بهترند و با الهام از همین مرد رهگذر، بیت را به‌صورت امروزی بازنویسی می‌کند.

و بازهم برعکس آنچه همه فکرمی کنند این تصنیف هیچ‌گاه توسط قمرالملوک وزیری اجرا و ضبط نشده. البته ممکنه قمر در جایی یا کنسرتی آن را خوانده باشد ولی صفحه یا مدرکی در این مورد وجود ندارد. خود مرتضی نی‌داود نیز در همان مصاحبه سال ۵۴ با روزنامه اطلاعات بر این مورد تأکید می‌کند. «این آهنگ را ملوک ضرابی خوانده است. من اشتباه کردم سال‌ها پیش وقتی این آهنگ از رادیو پخش می‌شد صدا به‌قدری صاف و رسا بود که من فکر کردم خواننده آن قمر است.»

و اما اولین اجرای ضبط شده این ترانه که امروز در دسترس است همین اجرای ملوک ضرابی و مربوط به پاییز سال ۱۳۰۶ خورشیدی بر روی صفحه پولیفون قرمز و با شماره سفارش ۴۱۱۷۴ V است. این اجرای ملوک ضرابی با تار مرتضی‌خان و ویلون موسی‌خان نی‌داود همراه است

صفحه دیگری از همین تصنیف با صدای خانم ایران‌الدوله وجود دارد که متعلق به کمپانی هیزمسترویس به شماره AX692 است و در همین سال ۱۳۰۶ ضبط شده. در اجرای ایران‌الدوله صدای او با تار یحیی‌خان زرین‌پنجه همراهی می‌شود.

صفحه دیگری هم از مرغ سحر وجود دارد که خواننده‌ای کمتر شناخته‌شده‌ای به نام جمال صفوی در سال ۱۳۰۷ آن را اجرا کرده که گویا بسیاری همین اجرا رو اشتباهاً به قمر نسبت می‌دهند. در اجرای جمال صفوی که بر روی صفحه کلمبیا سبز ضبط شده برای اولین بار اسم ملک‌الشعرا بهار در روی صفحه آمده و سازهای بیشتری در این اجرا شرکت دارند. نوازنده پیانو حسین استوار، ویولن ابراهیم منصوری، ویولن دوم نورزاد و نوازنده تار سالاری است. عکس هر سه این صفحه‌ها را روی وب‌سایت و اینستاگرام مترونوم می‌توانید ببیند.

تصنیف مرغ سحر دو قسمت داره که اشعار قسمت دوم اشارت سیاسی بسیار واضح‌تر و گزنده‌تری داره و در تمامی این صفحات ذکرشده روی دیگر صفحه اجرای قسمت دوم این شعره. ولی در اجراهای بعدی فقط قسمت اول تصنیف اجرا شده و کمتر خواننده‌ای قسمت دوم تصنیف رو خونده.

راستی و مهر و محبت فسانه شد، قول و شرافت همگی از میانه شد

از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد، دیده‌تر شد، دیده‌تر شد،

جور مالک ظلم ارباب، زارع از غم گشته بی‌تاب،

ساغر اغنیا پر میناب، جام ما پر ز خون جگر شد.

ای دل تنگ ناله سر کن، از قوی‌دستان حذر کن، از مساوات صرف‌نظر کن.

مورد دیگه در مورد کلمات به‌کاررفته این تصنیف آینه که با توجه به اوضاع آن روزها در جهان و پیروزی انقلاب کمونیستی در شوروی حال هوای انقلابی و چپ‌گرایانه به‌خوبی در این اشعار پیداست. کلماتی مثل توده، ارباب، زارع و مساوات این مورد رو تأیید می‌کنه. و مورد دیگه اینکه در قسمت اول ترانه دوبار راوی ماجرا عوض می‌شه. یعنی ابتدا این شاعره که با مرغ گرفتار در قفس صحبت می‌کنه و از او می‌خواهد که نغمه آزادی سر دهد و سپس مرغ در قفس از ناامیدی‌ها و ظلم‌ها شکایت می‌کنه و در انتها بازهم این شاعره که مجدداً از پرنده گرفتار می‌خواهد شرح هجران را مختصر کند.

به‌هرحال صفحه‌های این تصنیف به بازار می‌آید و با استقبال فراوان روبرو می‌شه و بنا به گفته دکتر نیّر سینا یک ماه پس از بیرون آمدن صفحه‌های ملوک ضرابی شهربانی اقدام به جمع‌آوری اون‌ها از بازار می‌کنه و صفحه بازار سیاه پیدا می‌کنه و قیمتش از ۱۵ ریال به چهل و پنجاه ریال می‌رسه.

بعدازاین دوران کم‌کم تصنیف مرغ سحر به نحوی از خاطره‌ها می‌ره و حتی در وقایع شهریور بیست و ملی شدن صنعت نفت و حتی کودتای ۲۸ مرداد هم خبری از بازخوانی یا اجرای این تصنیف نیست.

مرغ سحر بار دیگر در اوایل دهه چهل خورشیدی بازخوانی می‌شود. روح‌الله خالقی ترانه را برای ارکستر بزرگ تنظیم می‌کند و این بار تصنیف با شعر جدیدی از رهی معیری و با صدای پوران و عبدالوهاب شهیدی اجرا می‌شه و تحت عنوان برنامه گل‌های رنگارنگ ۳۳۸ از رادیو پخش می‌شود. این اجرا هرچند ازنظر اجرای موسیقی و تنوع و رنگ‌آمیزی ارکستر کار متفاوتی بود ولی به علت استفاده از شعری دیگر که جذابیت‌های شعر بهار را نداشت و به خاطر خاطره‌انگیز بودن شعر اصلی استقبال زیادی از آن نشد.

اجرای نادر گلچین با تنظیم فرامرز پایور نیز بازخوانی دیگری از این ترانه در اویل دهه پنجاه است. اجرایی با سنتور و تنظیم فرامرز پایور، نی حسن ناهید و ضرب محمد اسماعیلی. استاد حسن کسایی نوازنده شهیر نی در سال ۱۳۸۸ با اهدای نشان مرغ طلایی و تقدیرنامه‌ای این اجرای گلچین را بهترین اجرای این تصنیف دانسته او در نامه چنین می‌گوید: از مجموعه ترانه‌هایی که در عمر هشتادویک‌ساله خود شنیده‌ام شعر و آهنگ مرغ سحر ساخته مرتضی نی‌داود و سروده ملک‌الشعرا بهار با تنظیم فرامرز پایور و صدای نادر گلچین نه‌تنها سرآمد بوده که کلام مؤثر بهار زنگ دل را می‌زداید و برای زخم دل مرهمی است بی‌نظیر.

در همان سال‌های ابتدایی دهه پنجاه هنگامه اخوان با همراهی تار محمدرضا لطفی و ضرب بیژن کامکار این تصنیف را اجرا می‌کنند. گفته می‌شود این اجرا نزدیک‌ترین اجرا به اجرای اصلی مرغ سحر بوده. این اجرا نیز در برنامه گل‌های تازه شماره ۲۰۱ پخش شد. او در اجرای به‌جای خاک توده خواند خاک تیره که احتمالاً باید به خاطر سختگیری‌های آن روزگار ممیز رادیوتلویزیون باشه.

مرتضی نی‌داود مدتی کوتاه قبل از انقلاب به همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کردند و در شمال کالیفرنیا ساکن شدند. چند سال بعد در سال ۱۳۶۳ مراسمی برای بزرگداشت مرتضی‌خان در لس‌آنجلس برگزار شد و شهلا سرشار این ترانه را در حضور مرتضی نی‌داود اجرا می‌کند.

در سال‌های انقلاب و جنگ و آمدن سرودهای جدید این تصنیف در ایران تا حدی به فراموشی سپرده می‌شود. شاید تنها موردی که در آن سال‌ها به آن اشاره می‌شود در قسمتی از سریال هزاردستان علی حاتمی باشد. وقتی اسماعیل محمدی در نقش استاد گل‌بهار و گویندگی ناصر تهماسب این تصنیف را اجرا می‌کند.

چندسالی می‌گذره. در تابستان ۱۳۶۹ محمدرضا شجریان با همراهی داریوش پیرنیاکان نوازنده تار، جمشید عندلیبی نوازنده نی و مرتضی اعیان نوازنده ضرب برای اجرا یک تور کنسرت به آمریکا می‌آیند. کنسرت‌های که بعدتر سه آلبوم «سروچمان» از اجرا در دانشگاه برکلی در مرداد ۱۳۶۹، «پیام نسیم» از کنسرت شهر بوستون و «دل مجنون» از اجرای هفدهم مهرماه ۱۳۶۹ در دانشگاه لس‌آنجلس یادگار این کنسرت‌هاست.

به هنگام اجرای کنسرت برکلی گروه تصمیم می‌گیرند که از مرتضی نی‌داود که در نزدیکی برکلی و در شهر سن خوزه زندگی می‌کرد برای حضور در کنسرت دعوت کنند. به گفته داریوش پیرنیاکان گروه از برکلی به‌به منزل مرتضی‌خان در سن‌خوزه می‌رسند و متوجه می‌شوند ایشون دو روز قبل در دوم مرداد ۱۳۶۹ از دنیا رفته‌اند، البته در جایی دیگه هم تاریخ فوت ایشون ساعت ده صبح نهم مرداد ذکر شد. مرتضی‌خان نی‌داود در گورستان Home of peace در شهر کلما در جنوب سانفرانسیسکو به خاک سپرده می‌شود.

در انتهای کنسرت دانشگاه برکلی، محمدرضا شجریان به یاد مرتضی‌خان تصنیف مرغ سحر را اجرا می‌کند و با تشویق فراوان حضار روبرو می‌شود. این کار باعث به وجود آمدن سنتی در کلیه کنسرت‌های استاد شجریان می‌شود و آخرین آهنگ یا اصطلاحاً انکور همه کنسرت‌های ایشان با تصنیف مرغ سحر تمام می‌شود. استقبال حضار و هم‌خوانی تصنیف نیز تبدیل به‌رسم دیگری در این کنسرت‌ها می‌شود و باعث همه‌گیرتر شدن ترانه می‌شود. یکی از بهترین این اجراها در انتهای کنسرت هم‌نوا با بم بود کنسرتی که سه شب از بیست و چهارم تا بیست و ششم دی‌ماه ۱۳۸۲ در تالار بزرگ کشور واقع در وزارت کشور برگزار شد و محمدرضا شجریان پس از سال‌ها بار دیگر در ایران کنسرتی به یاد و برای کمک به قربانیان زلزله مرگبار پنجم دی‌ماه بم برگزار کرد. در این کنسرت‌ها محمدرضا شجریان را کیهان کلهر، حسین علیزاده و همایون شجریان همراهی می‌کردند.

یکی دیگر از به‌یادماندنی‌ترین اجراهای ترانه مرغ سحر را فرهاد مهراد خوانده. این ترانه ششمین قطعه آلبوم برف است که در سال ۱۳۷۹ منتشر شد. اجرای فرهاد با گیتار و بدون خواندن ربع پرده‌های تصنیف یکی از متفاوت‌ترین اجراهای این تصنیف است.

در سال ۱۳۸۸ و در کوران حوادث و اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری گروه کیوسک و محسن نامجو نیز اجرای دیگری از این تصنیف را منتشر کردند. ریتم این اجرا از شش و هشت آهسته به دوچهارم تغییر پیدا کرده و سازبندی آن به موسیقی راک شبیه شد بدون اینکه از سازهای سنتی ایرانی استفاده‌ای بشه. هرچند محسن نامجو همچنان تحریرهای موسیقی سنتی را در آن استفاده می‌کند.

در اکتبر ۲۰۱۵ هم گوگوش مجدداً این ترانه را اجرا و در نماهنگی منتشر کرد. تنظیم این کار بر عهده بابک امینی بود. او از ریتم چهار چهار برای این تنظیم استفاده کرد و ترانه را کاملاً به‌صورت پاپ تنظیم کرد و گوگوش هم آن را با به‌صورت پاپ و بدون استفاده نت ربع پرده خواند. این اجرا سروصداهای زیادی برپا کرد و مخالفین و موافقین در فضای مجازی باهم به بحث پرداختند. ازجمله توکا نیستانی که در کاریکاتوری در سایت ایران وایر در کاریکاتوری، پرنده‌ای را ترسیم کرد که پشت به گوگوش و ناامیدانه در حال خودکشی و شلیک به خود است.

مرغ سحر ازجمله ترانه‌های است که بارها بازخوانی شده. این ترانه در جمهوری آذربایجان هم توسط عالم قاسم‌اف و سارا قدیم‌اوا خوانده شد. در ایران هم خواننده‌های زیادی آن را خوانده‌اند که ذکر همگیشون از حوصله این برنامه خارجه. خواننده‌های مثل سالار عقیلی، هوشمند عقیلی، مینو جوان، همایون شجریان، گیسو شاکری، لیلا فروهر، همای، اکی بنایی، رضا صادقی، مهدیه محمدخانی آن را خوانده‌اند و یا حتی این اجرای طنز.

این بود شانزدهمین قسمت پادکست مترونوم. برای تهیه این قسمت از دوستان زیادی کمک گرفته‌ام، ممنون از امیر نوژن عزیز بابت کمک در پیدا کردن مطالب مربوط به مرتضی خان، بردیا دوستی از پادکست خوب کرن، از دوست عزیز تویتتری که ترجیح داد اسمش برده نشه و اجراهای اولیه مرغ سحر رو برام فرستاد. از هومن ظریف بایت ارسال مطالب و هم‌فکری. همچنین از مقاله مرغ سحر از ناصرالدین پروین از وب‌سایت ملک‌الشعرای بهار و مصاحبه منتشرنشده به مناسبت یک صدمین سال تولد مرتضی نی‌داود از بهروز مبصری در وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران و کتاب قصه شمع از اسماعیل نواب صفا و مطالب و مقالات آنلاین دیگر هم استفاده شده.

پوستر این قسمت کاری است از حمید پارساییان و موسیقی مترونوم کاری است از رضا روحانی که مثل همیشه زحمت لول کردن صدا رو برعهده داشته.

شاید بهترین تعریف از مرغ سحر از زبان استاد حسن کسایی باشد که در همان نامه خطاب به نادر گلچین در سال ۸۸ این‌طور می‌گوید: مرغ سحر داستان و ناله‌اش قصه بی‌پایان ماست. عقیده دارم که این درهم‌آمیزی آهنگ، شعر، تنظیم و خواندن یک اتفاق نادر در موسیقی ما بوده تا کجا و تاکی مادر گیتی دیگر ملک‌الشعرای بهار بزاید. موسیقی ما گرچه در این سالیان فقیر و یا بهتر بگویم تحقیرشده اما ای خدا ای فلک ای طبیعت، جوان‌های ما را یاری کن تا راه صحیح در این هنر بپویند و فردای بهتری برای آن بجویند

این برنامه را تقدیم می‌کنم به استاد بی‌همتای موسیقی ایران، محمدرضا شجریان و با آرزوی طول عمر و سلامتی عاجل برای ایشان با سپاس از همه شما دوستانی که در طی این سال سخت و پر از بلا با پادکست مترونوم بودید و با کمک‌ها و پیغام‌های محبت‌آمیز و صمیمی خودتان ما رو به ادامه کار امیدوار و دلگرم می‌کنید و همچنین با آرزوی خوشی، امنیت و سلامتی برای همگی شما در هرجای دنیا که هستید. روز و روزگار خوش، ایام به کام و نوروزتان مبارک.

نظر دهید!

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.