مترونوم | پادکستی درباره موسیقی و داستان ساخته شدن ترانه های مشهور

ترانه مرا ببوس

اپیزود ۲- مرا برای آخرین بار ببوس

در قسمت دوم پادکست مترونوم درباره ترانه مشهور مرا ببوس با صدای حسن گلنراقی و آهنگسازی مجید وفادار و اجراهای مختلف آن صحبت می  کنیم

  1. ترانه مشهور مرا ببوس مترونوم 21:40

متن اپیزود دوم مترونوم، مرا برای آخرین بار ببوس

سلام، به دومین قسمت پادکست مترونوم خوش آمدید. پادکستی درباره داستان ساخته شدن ترانه های مشهور ایرانی . قبل از شروع این قسمت باید توضیح کوچکی درمورد اسم پادکست بدهم.

 دوستانی که موسیقی بخصوص از نوع غربی آن کار می‌کنند با این واژه آشنایی دارند . مترونوم یک جعبه تقریبا هرمی شکل  چوبی است که گویا در سال ۱۸۱۵ یک مخترع آلمانی به نام یوهان متزل آن را اختراع کرده. روی آن یک عقربه وجود دارد که موقع کار مثل پاندول ساعت تیک تیک می‌کند ووزنه کوچکی رویش بالا پایین می‌رود وباعث می‌شود سرعت این تیک تیک زیاد وکم شود.کار اصلی مترونوم نگه داشتن ریتم وسرعت اجرای موسیقی است ومخصوصا به تازه کارها کمک میکندتا تمپو یاضرب اجرا را ثابت نگه دارند.درواقع یک جورکارساعت رادردنیای موسیقی به عهده دارد.

  رویش‌هم یک سری‌عدد نوشته شده براساس واحد ضرب بردقیقه و یک سری اصطلاح ایتالیایی برای این ضربها مثل لارگو،آداجیو،آلگرو وغیره ومثل هرچیزدیگری‌امروزانواع الکترونیکی و دیجیتالش هم وجود دارد.اگراسم مترونوم را گوگل کنید خود گوگل هم یک مترونوم آنلاین  دارد که می‌توانید باآن کار کنید. جا دارد در اینجا از دوست خوش ذوقم آقای حمید پارساییان هم یادی کنم که از طرح مترونوم در لوگوپادکست استفاده کرده و اما قسمت دوم پادکست مترونوم :

بعضی  ترانه ها هستند که در خاطره جمعی یک ملت می‌مانند ونسل به نسل منتقل می‌شوند.اکثرمردم آنهارا شنیده وبا آن خاطره دارند. مرا ببوس بی شک یکی از این ترانه هاست . در زمان کودکی وقت شنیدن این ترانه همیشه پدرم تاکید داشت که این آهنگ رایک سرهنگ شب اعدامش  برای‌دخترش خوانده. لحن غمگین ترانه هم این را تایید می کرد. گرچه بعدها معلوم شد که این نیزازجمله افسانه‌های است که مردم خواسته یا ناخواسته برای هرچه تراژیک کردن هراتفاقی می سازند وترانه ربطی به سرهنگ ژاندارمری،عزت الله سیامک ازافسران عضو سازمان نظامی حزب توده ندارد وصرفا همزمانی بیرون آمدن ترانه واعدام اودرمهرماه ۱۳۳۳ باعث این شایعه شده بود.

البته احمد شاملو شعر ساعت اعدام را برای اعدام شخص مذکوریعنی  سرهنگ  سیامک سروده و تقدیم اوکرده

درقفل در کلیدی چرخید

لرزید بر لبانش لبخندی

چون رقص آب بر سقف

از انعکاس تابش خورشید

در قفل در کلیدی چرخید

اما شاعراصلی  ترانه مرا ببوس ،آقای حیدرعلی رقابی متخلص به هاله است. رقابی عضو جبهه ملی و از طرفداران آتشین دکترمصدق بود وبرای همین بعداز کودتای ۲۸ مرداد مدتها مجبور به ترک ایران شدودرتبعیداجباری ماند وسرانجام در اواخر دهه شصت خورشیدی در حالی که مبتلا به سرطان بود به ایران بازگشت و درایران درگذشت ودر گورستان ابن باویه به خاک سپرده شد.

 داستان سرودن این شعرهم مثل سایر چیزهای این ترانه درهاله ای ازابهام وافسانه فرورفته است.

در دانشنامه ایرانیکا گفته می شود که رقابی قبل خروج از ایران برای خداحافظی به پیش دوست صمیمی خود مجید وفادار می آید. اوازرقابی خواهش می کند که شعری برای ترانه تازه ساخته اش بسازد.رقابی قبول می کند وبهنگام خروج ازایران‌درفرودگاه به وفادار زنگ می زند و شعری را که شب قبل و بهنگام وداع با دوست دخترش سروده برای او می خواند.

اما عبدالرحیم جعفری صاحب انتشارات امیرکبیر در خاطراتش می گوید که سالها قبل از آن یعنی در سال ۱۳۲۹ با رقابی آشنا می شود و کتاب شعری از او با عنوان آسمان اشک در تیراژ هزار نسخه چاپ می کند که مرا ببوس نیز یکی از اشعار این مجموعه بوده.

بهرحال صحت وسقم هیچکدام از این داستانها را نمی شود تایید کرد ولی چیزی که مشخص است اینست که ترانه برای اولین باردرفیلمی به نام اتهام ساخته شاپور یاسمی و با صدای خواننده‌ای به نام  پروانه نمازی جعفری شنیده می شود. مجید وفادار آهنگساز پرکار و بنام آن‌روزها برای این فیلم موسیقی می سازد.  ناصر ملک مطیعی و ژاله علو درفیلم اتهام بازی می کردند و ژاله در فیلم بجای  پروانه  لب می زند و ترانه رامی خواند. فیلم سرانجام  در بهار سال ۱۳۳۵ اکران می شود هرچند  ترانه با فیلم اتهام  مشهورنشد.

این حسن گلنراقی بود که ترانه را ماندگار کرد اگرچه خودش نیز یک ترانه بیشتر نخواندو بعد از آن تن به خواندن ترانه دیگه ای نداد. قصه ضبط ترانه بازهم چندین روایت دارد که متاسفانه با فوت همه آن دست اندر کاران نمی شود فهمید کدام ماجرا حقیقت دارد و داستان ضبط آهنگ چگونه بوده.

 پرویز خطیبی روزنامه نگار و فیلم ساز، ضبط مرا ببوس را کاملا اتفاقی می داند. گلنراقی که با پرویز یاحقی دوست بوده برای دیدنش به استودیو شماره ۸ رادیو ایران می رود و آنجا اتفاقی یاحقی با ویلن و مشیرهمایون شهردار با پیانومشغول نواختن مرا ببوس بودند.یاحقی در آنروزگار بیست دو یا بیست سه ساله بوده.  یاحقی از گلنراقی می خواهد آنها را همراهی کند و گلنراقی قبول می کند غافل از اینکه متصدی ضبط استودیو بی اطلاع از آنها صدا را ضبط می کند. او قطعه ضبط شده را به نصرت معینیان رییس وقت رادیومی‌دهد و پس از مدتی با جلب رضایت گلنراقی و بشرط اسم نبردن از نام خواننده از رادیو پخش می شود. علت این شرط گلنراقی خانواده سنتی و پدر مذهبی سخت گیر او بوده.

اما اسماعیل نواب صفا ترانه سرای مشهور در کتاب خاطرات خود داستان را به طرز دیگری تعریف کرده.او ازقول یکی از برنامه سازان رادیومی گوید که گلنراقی به نزدش رفته و آهنگ را برای او اجرا می کند و پس از مورد پسند واقع شدن، ترانه با همراهی  پرویز یاحقی و مشیر همایون شهردار ضبط و روز جمعه از برنامه شماورادیو پخش می شود و مورد استقبال زیاد واقع می شود. این اجرادر واقع اولین وآخرین بار اجرای ضبط شده این ترانه است وگلنراقی این ترانه را در جایی ضبط استودیویی نکرده و یا حداقل اجرای دیگری از آن در دسترس نیست و با توجه به همین اجرا به نظر نمی آید ضبط اتفاقی و بدون اطلاع خواننده بوده و روایت نواب صفا درست تر به نظر می آید. ترانه با یک پیش درآمدحدود سی ثانیه ای تکنوازی پیانو مشیرهمایون شروع شده بعد ویلن یاحقی آن را همراهی می کند وبه جز این دو ساز دیگری در ترانه حضور ندارد .

 حتی تاریخ دقیق پخش آهنگ هم معلوم نیست . سرهنگ سیامک در ۲۷ مهر ۱۳۳۳ اعدام شده ، فیلم اتهام در اردیبهشت ۱۳۳۵ پخش می شود که ترانه برای اولین بار در آن پخش شده. خانم پوران وفادار برادرزاده مجیدوفادار ماجرای خوانده شدن ترانه را یکسال بعد نمایش فیلم می داند که بدین ترتیب سال اجرای آن می بایست درحدود سال ۱۳۳۶ بوده باشد

 از همان ابتدا شایعه سیاسی بودن ترانه بالا می گیرد. گلنراقی به اتهام خواندن ترانه سیاسی توسط سازمان اطلاعات تازه تاسیس کشورموسوم به ساواک بازجویی میشود وگویا مدتی هم پخش ترانه از رادیوممنوع بوده.

گلنراقی قسمت دوم این ترانه را به نام ستاره مرد با همان ملودی وادامه شعررقابی اجرا کرده که هیچگاه به معروفی و محبوبیت مرا ببوس نرسید وکمتر شنیده شد.

 حسن گلنراقی پس از این دو ترانه چیز دیگری نخواند ولی همین ترانه کافی بود که نام او را در تاریخ موسیقی ایران ماندگار کند وحتی مشهورتر ازآهنگسازو شاعراثر وحتی بعد از مرگش در سال ۱۳۷۲ شعر آن برروی سنگ مزارش نوشته بشود.

 مرا ببوس بعدها توسط خوانندگان بسیاری اجرا شد از ویگن والهه  تا گوگوش و منوچهر سخایی. محسن مخملباف نیزدر اواخردهه شصت براساس  ترانه مرا ببوس داستان کوتاهی به همین در کتاب نوبت عاشقی نوشته که داستان عشق دومبارز سیاسی در زندان شاه است جایی که همه زندانیان در انتهای داستان این ترانه را باهم می خوانند.

ملودی و محتوای ترانه مرا بوس همیشه مرا به یاد ترانه معروفی دیگری می اندازد. ترانه مشهور  بسامه موچو Besame Mucho یا مرا بسیار ببوس  ساخته  کنسویلا ولاسکز  خواننده وآهنگساز مکزیکی که  در سال ۱۹۴۰و در میانه جنگ دوم جهانی زمانی که پانزده سال بیشتر نداشته اجرا کرده .

 بسمه موچو بسرعت شهرت جهانی یافت و به زبانهای بسیاری خوانده شد از جمله الویس پریسلی، فرانک سیناترا ، بیتلز، شارل آزناور، ادیت پیاف و اندره بوچلی هم آنرا اجرا کردند.

هیچ  مدرک مشخصی در این مورد وجود ندارد و یا کسی در جایی به آن اشاره نکرده ولی با توجه به شباهتهای زیاد دو ترانه اصلا بعید نیست که ترانه بسامه موچو باعث الهام ترانه مرا ببوس باشد. مثلا به ترجمه چند مصراع اول شعراین ترانه توجه کنید:

« مرا ببوس، مرا بسیار ببوس، مرا طوری ببوس که گویا امشب آخرین شب ما باشد، مرا ببوس ، مرا زیاد ببوس زیرا که میترسم ترا از دست بدهم»

 می بینید که حتی مضمون شعر هم شباهت فراوانی دارد. سالها قبل نواری از اجرای زنده ترانه مرا ببوس با صدای ویگن داشتم که ویگن پس از خواندن مرا ببوس به زیبایی آنرا تبدیل می کرد به نسخه انگلیسی بسامه موچو. بعدها هرجا گشتم این اجرا را پیدا نکردم .

 بهرحال الهام گرفتن و ایده گرفتن ازکارهای هنری چیزعجیبی نیست وهمه جای دنیا سابقه دارد . مجید وفادارحتی اگرایده را نیز از بسامه موچو گرفته باشه کاررا به زیبایی ایرانیزه کرده و با شعرزیبای حیدرعلی رقابی  به آهنگی ایرانی در بیات اصفهان تبدیل کرده و یکی از ماناترین ترانه های ایرانی را ساخته است.

برای تهیه این قسمت از منابع آن لاین،  ویکی پدیا و  دانشنامه ایرانیکا استفاده کردم . موسیقی تیتراژ پادکست کاری است از رضا روحانی و لوگو پادکست از حمید پارساییان.

6 Comments

  • علیرضا گفت:

    با سلام و تشکر بابت کار بسیار زیبای شما
    فایلی که برای دانلود این اپیزود قرار داده شده، اشتباه است و مربوط به اپیزود شانه می‌باشد.

  • امیرعلی گفت:

    اسم منوچهر سخایی در پادکست گویا حذف شده. علت خاصی دارد؟ بخاطر گرایش سیاسی وی تصمیم به حذف گرفتید؟ در متن بالا ولی اسم ایشون هست.

نظر دهید!

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.