مترونوم | پادکستی درباره موسیقی و داستان ساخته شدن ترانه های مشهور

آفتابکاران جنگل

اپیزود ۹-آفتابکاران جنگل

نهمین قسمت‌ پادکست‌ مترونوم به‌‌ سرود آفتابکاران‌ جنگل می‌پردازد، سرودی که‌شعر آن‌ را سعیدسلطانپور به یاد واقعه‌ سیاهکل و‌براساس یک‌ ترانه فولک ارمنی‌ سرود و چندماه قبل‌ از‌ انقلاب مهردادبران با همراهی گروه کر دانشجویان درشهر واشنگتن‌ و صدای‌ داودشراره‌ در آلبومی به نام شراره‌های‌آفتاب اجرا کرد.

  1. آفتابکاران جنگل Metronom 49:49

متن قسمت نهم مترونم، آفتابکاران جنگل

داستان این بار ‌از ۱۹ بهمن ماه ۱۳۴۹ در شهرسیاهکل استان گیلان شروع می شود.زمانی که چندچریک مسلح از اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق برای رهایی هم‌قطاران دستگیر شده‌شان به یک پاسگاه ژاندارمری حمله می کنند طی این حمله و درگیری سه نفر کشته می‌شوند. چریکها بعد آن در کوه پنهان می‌شوند. شاه به این واقعه واکنش تندی نشان می دهد و نیروهای زیادی به آن منطقه برای دستگیری چویکها اعزام می‌شوند.بعدا طی یک تعقیب گریزطولانی در جنگل وکوهستان بقیه چریکها دستگیر می شوند و ۱۳ نفراز آنها اعدام می‌شوند .

واقعه سیاهکل به نوعی بزرگترین اقدام مسلحانه تا آنموقع علیه حکومت شاه بود واثرزیادی برروی اذهان مردم و بویژه هنرمندان داشت. ماجرای سیاهکل به طرز موثری روی شعر نو بعدش هم اثر گذاشت. احمد شاملو درسال ۱۳۵۰ و در شماره ۲۷ کتاب جمعه درشعر ضیافت به واقعه سیاهکل پرداخته از مردانی می گوید که از راه کوره‌های سبز به زیر می آیند << به روزگاری که شرف ندرتی است بهت انگیز،که نه آسایش خفتگان، که سکوت مردگان را آشفته می کند. تو می باید خامشی بگزینی  به جز دروغت اگر پیامی نمی تواند بود. اما اگرت مجالی هست که به آزادی ناله‌یی کنی. فریادی درافکن و جانت را به تمامی پشتوانه پرتاب آن کن.>>  محمدرضا شفیعی کدکنی به آثار بعد از این واقعه نام دوره سیاهکل داده است.

یکی ازمشهورترین  آثار بصری این دوره، نقاشی کوبیسم بیژن جزنی با نام سیاهکل بود که با الهام از این واقعه در زندان نقاشی شد و در پوستراین اپیزود هم ازآن استفاده شده. نقاشی تصویرموجودی شبیه گوزن‌نر را نشان می دهد که سمبل چریکهاست و در جنگل خنجری را دردل تاریکی فرو کرده

ردپای واقعه سیاهکل در چندین ترانه هم  دیده می شود. ترانه جنگل با شعری ازایرج جنتی عطایی‌و با موسیقی بابک بیات وصدای داریوش اقبالی به طرز مستقیمی به این واقعه می پردازد، جنتی عطایی و بیات با استفاده ازخلا وغفلتی که بخاطر عدم تصویب ترانه‌های فیلم توسط ادارات دولتی وجود داشت سانسوررا دور زدندودر سال ۱۳۵۲ ترانه را در فیلمی به نام خورشید در مرداب ساخته محمد صفاراستفاده کردند.

در سال ۱۳۵۰  اسفندیار منفردزاده ترانه ای به نام جمعه برای فیلم خداحافظ رفیق به کارگردانی امیرنادری ساخت . گفته می‌شود ترانه جمعه هم به یاد واقعه سیاهکل  ساخته شده ،هرچند واقعه سیاهکل روز دوشنبه اتفاق افتاده بود. البته منفردزاده هیچوقت این شایعه را تکذیب نکرد و با توجه به هواداری او از سازمان چریکهای فدایی خلق چنین فرضیه ای محتمل به نظر می‌آید.  شهیار قنبری شعرجمعه را گفته بود و گروه بلک کتز آن را اجرا کردند.  ترانه یکباربا صدای فرهادمهرداد اجرا شد و یکبارهم توسط گوگوش که در صورت عدم استقبال از صدای فرهاد از آن استفاده شود که نیازی  نشد و اجرای گوگوش تا دو سال بعد منتشر نشد. بعد اکران فیلم، ترانه با استقبال زیادی روبرو شد. بعدها در سال ۱۳۵۷ ترانه مجددا  با تنظیمی متفاوت اجرا شد که  داستان خودش رو داره و توضیح کاملش بماند برای یک اپیزود دیگر.

ترانه  شب نورد از آلبوم چاوش ۲ با آهنگسازی محمدرضا لطفی و شعر اصلان اصلانیان و خوانندگی محمد رضا شجریان در سال ۱۳۵۷ نیز به طور غیر مستقیم به واقعه سیاهکل و مبارزات بعدآن اشاره دارد. شاعر در جایی می گوید . شب ودریای خوف انگیز و توفان .من واندیشه های پاک پویان . برایم خلعت و خنجر بیاور.که خون می بارد از دلهای سوزان. درواقع در مصرع دوم کلمه پویان اشاره دارد به امیر پرویز پویان ازچهره های اصلی سازمان چریکهای فدایی خلق که او نیز سه ماه  بعد واقعه سیاهکل و بعد از زد خورد با نیروهای ساواک  قبل از دستگیر شدن خودکشی  کرد.

در همان ایام و در اوایل دهه پنجاه خورشیدی سعیدسلطانپور شاعر، نمایش نامه نویس و کارگردان چپ گرا  که از اعضای سازمان فداییان خلق هم بود بخاطر فعالیتهای سیاسی توسط ساواک دستگیر شد. سلطانپورطی مدت حبس از سال ۱۳۵۳ تا ۲۲تیر۱۳۵۶ اقدام به سرودن اشعاروسرودهایی می کند که قسمتی ازآنها در سال ۵۶ در کتابچه جزوه مانندی به نام هنر وادببات بالنده ، شراره های آفتاب ، مجموعه ترانه سرودهای زندان ، بصورت مخفیانه چاپ و تکثیر می شود. دراین جزوه بخاطر مسایل امنیتی اسمی از سراینده اشعار دیده نمیشود و در آن ضمن انتقاد ازترانه های رایج روز و خواننده های کاباره‌ای از اهمیت ترانه متعهد اینطور یاد می شود.

<< اکنون باید هنرمند ترانه خوان به این مهم واقف گردد که کلماتش تا چه پهنه ودر چه ژرفنایی موثر می افتد. آن ترانه سرای شاعر باید بیندیشد که ترانه هایش چه تاثیری در پیشرفت جامعه می تواند داشته باشد و آن آهنگساز نیز باید بداند که نباید بی تفاوت بماند. و مردمانمان نیز باید بپذیرند که یک آهنگساز ویک ترانه پرداز و یک ترانه خوان متعهد و آگاه شخصیتی سیاسی و هنری و ارزشمند دارد که آگاهانه در جهت تامین منافع خلق در سمت توده ای شدن امر مبارزه دوران سازمان حرکت می نمایند.>>

در این مجموعه اسمی از شاعران شعرها نمی آید و تنها با نام شعراز زندانی سیاسی از آنها یادشده. سلطانپور پس از آزادی از زندان و در شبهای شعر گوته که از ۱۸ تا ۲۷مهرماه ۱۳۵۶ در بخش فرهنگی سفارت آلمان موسوم به انستیتوگوته برگزار شد به سخنرانی و شعرخوانی پرداخت .سعید سلطانپور بعدتر به آلمان می آید و گویا این مجموعه شعری را نیز با خود به آلمان می آورد.

یک نکته ای که باید توضیح بدهم این است که سعید سلطانپور و سایر سرایندگان ترانه های جزوه شراره های آفتاب آهنگساز نبودند و این اشعار را برمبنای ملودی ها و ترانه های فولکورولیک و یا قدیمی که به گوش مردم آشنا بودند می ساختند.

از جمله ترانه اول این مجموعه موسوم به آفتابکاران جنگل که سعید سلطانپور آنرا به یاد واقعه سیاهکل سروده بود بر اساس یک ترانه قدیمی ارمنی به نام ساری سیرون یار  یا یارزیبای کوهستانی ساخته شده بود. این ترانه که یک ترانه فولک ارمنی محسوب می شود توسط خوانندگان زیادی خوانده شده.

<<معشوق من با هزاران حسن  همراه باد می آید ، با دسته گلی و بهمراه مردی کوهستانی می آید. من سوار بر اسبی سیاه تا روستای تو رانده ام، اما دیدم در خانه ات بسته است و اکنون گیج و سرگردانم . یار زیبای کوهستانی  برایم از کوهستان گل میخک بیار، نه گل نمی خواهم ، آتش عشقت را بیار>>

در آن سالها و از اواخر دهه شصت میلادی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی  در اروپا و آمریکا از قوی ترین سازمانهای اپوزیسیون در خارج ازایران بود.کنفدراسیون گرچه شاخه های متعدد داشت ولی در کل اعضای آن تمایلات چپی داشتند وازسازمانهای اصلی مخالف با رژیم سلطنتی در ایران بوده و تربیون نیروهای مخالف رژیم ایران به حساب می‌امد و ازطرفی از فعالیتهای به اصطلاح ضدامپریالیستی در سرتاسر دنیا حمایت می کردند.

در اوایل آذرماه ۱۳۵۷ و چند ماهی قبل ازپیروزی انقلاب اعضای کنفدراسیون در شهر واشنگتن به مهرداد رنجبران  نوازنده ویلنسل و دانشجو دوره فوق لیسانس موسیقی که مشغول تحصیل در دانشگاه  کاتولیک شهر واشنگتن بود خبر می‌دهند که شخصی یکسری شعر از ایران آورده و از او می خواهند بر روی آنها با این شخص که از اوبا نام  داود شراره یاد می شد همکاری کنند.

داود شراره که از او با اسم داود اردلان هم یاد شده دانشجوی شیمی از دانشگاه صنعتی آریامهر یا شریف بعدی و از اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بود او که از سال ۱۳۵۲ در زندان بود پس از آزادی به اروپا رفت و از آنجا به همراه مجموعه اشعار‌شراره های آفتاب به آمریکا می آید.

مهرداد رنجبران  که بعدها با نام مهرداد بران شناخته شد وبرادرش بهزاد که اون نیز دانشجو موسیقی بود شروع به کار برروی  این اشعار می کنندو بر اساس ترانه ای که داود زمزمه می کرده برروی آن آهنگ می گذارند که نخستین شعر این مجموعه سرود آفتابکاران جنگل بود. به گفته مهرداد بران در آن زمان او خبر نداشته که این ملودی از یک ترانه ارمنی گرفته شده.

گروه کرانجمن دانشجویان هوادار چریکهای فدایی خلق نیز برای همکاری به آنها می پیوندند. کل این کارها طی یک هفته دردانشگاه شکل گرفته است.کارها بسرعت تنظیم وآماده اجرا می شود مهرداد بران‌عهده دار تنظیم ونواختن ویلنسل‌می شود وبهزاد رنجبران پیانو سرودها را می نوازد و داود شراره به همراه ۱۴ نفر اعضای گروه کر سرودها را اجرا می کنند و با حداقل امکانات در همان دپارتمان موسیقی دانشگاه برروی نوار کاست ضبط می شود.

داود شراره نوار را به ایران می آورد وبه ستاد چریکهای فدایی خلق در خیابان مبکده در بلوارالیزابت آن روزها و بلوار کشاورز کنونی رفته با عباس سماکار مسیول کمیته فرهنگی هنری سازمان دیدار کرد و نوار را به او داد. نوار توسط سازمان چریکهای فدایی خلق به صورت انبوه تکثیر در مدت کوتاهی بیش از۲میلیون نسخه ازآن تکثیرو فروخته می شود. بنا به گفته عباس سماکار هر نوار به مبلغ ده تومان بفروش رسیده و پول آن به سازمان چریکهای فدایی خلق می رسد. در فیلمهای باقیمانده از انقلاب فروش این نواردراطراف انقلاب بوضوح دیده می شود. همچنین در چندماه پس از پیروزی انقلاب این سرودها از رادیو تلویزیون هم پخش می شده.

نواراصلی هفت آهنگ داشته و بعدتر چند آهنگ دیگر به انها اضافه می شودو به ۱۱ ترانه رسید. ترانه های اصلی آلبوم به غیر از آفتابکاران جنگل، ترانه خون ارغوانها بود که آنهم با شعری از سعیدسلطانپور و بر اساس یک ملودی قدیمی لری در شوشتری بودکه قبل ازدر ترانه نوای چوپان با شعری از محمود ثنایی و آهنگسازی حسین یاحقی  و با صدای منوچهرهمایون پوراز آن استفاده شده بود .

ترانه رود سومین ترانه این آلبوم و مجددا بر اساس شعری از سلطانپور است. سرود چهارم پرنیان شفق یا سرود بیژن  است که به یاد بیژن جزنی که قبلتر به او اشاره شد ساخته شده. همچنین سرود بادو توفان ، گل مینا به یاد مینا رفیعی از کشته شدگان سازمان چریکهای فدایی خلق  وسرود مرداد گران به مناسبت بیست‌وپنجمین سال کودتای ۲۸ مرداد سرودهای دیگراین البوم هستند

آفتابکاران جنگل پس از آن به یکی از سرودهای مورد علاقه نیروهای اپوزیسیون چپ بدل شد که  در هرفرصتی آن را به یاد یاران کشته شده و اعدامی خود می خواندند.

سی و یک سال از ساخت ترانه آفتابکاران جنگل گذشت. در بهار سال ۱۳۸۸ وبا شروع رقابتها برای انتخابات ریاست جمهوری، کمپین میرحسین موسوی اجرای جدیدی از سرود آفتابکاران جنگل را برروی فیلمهای تبلیغاتی خود پخش کرد. این اقدام ابتدا خشم و اعتراض نیروهای چپ را به دنبال داشت که این عمل را سواستفاده از این سرود می دانستند ولی مدتی بعد طی وقایع بعداز انتخابات  و کشته ومجروح شدن معترضین به نتایج انتخابات این سرود همه گیرتر شد و بدل شد به سمبل مبارزات و فعالیتهای آزادی خواهانه آن ایام.

کمی بعدتر وقتی محمود احمدی نژاد مخالفین  معترضین به نتایج انتخابات را خس و خاشاک خطاب کرد ورژن جدیدی از این سرود با مطلع نه خارم نه خاشاک  اجرا شد ودرفضاهای مجازی همه گیر شد.

آفتابکاران جنگل را پس از آن بسیاری خواندند و اجرا کردند. شقایق کمالی ، تارا تیبا ، پری زنگنه ،سالی خیر اندیش به همراه رضا روحانی و بسیاری از خوانندگان حرفه ای و آماتوردیگر وهنوز هم از سرودهای همه گیرو پرطرفداردر تظاهرات و میتینگ هاست .

این بود نهمین قسمت پادکست مترونوم

.قطعه اول این اپیزود اجرای بی کلام ترانه ساری سیرون یار با تنظیم سروج کراجیان و ویلن لارا سنت جان بود.

برای تهیه این قسمت از مصاحبه های مهرداد بران با سازمان عدالت برای ایران و چند مصاحبه دیگراو. مصاحبه با عباس سماکاردرباره آلبوم شراره های آفتاب،  مقاله وزن هجایی سرودسر اومد زمستون از دکتر بیژن باران در وبسایت اخبار روز، ویکی پدیا و سایر منابع آنلاین استفاده شده

پوستر این قسمت مانند همیشه کاری است از حمید پارساییان و موسیقی تیتراژ مترونوم کاریست از رضا روحانی که زحمت لول کردن و تنظیم صدای این اپیزود رو هم کشیده

سعید سلطانپور ترانه سرای مجموعه  شراره های آفتاب بعد ازانقلاب  نیز به فعالیتهای سیاسی وهمکاری با سازمان چریکهای فدایی خلق ادامه داد و سرانجام در ۲۷ فروردین ۱۳۶۰ و در شب عروسیش و در خانه خود دستگیر شد و کمی بعدتر در اول تیرماه ۱۳۶۰ اعدام شد. او جزو اولین کسانی بود که در گورستان موسوم به خاوران به خاک سپرده شد.

کتاب اوسنه بابا سبحان محمود دولت ابادی تقدیم به سعیدسلطانپور شده.

نظر دهید!

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.